صفحه اول
ارتباط با من
صندوقچه
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا 
شب بودشمع بود و من بودم و تنهایی
شب رفت شمع سوخت من ماندم و تنهایی
نميدانم چرا رفتی
نميدانم چرا !!! شايد خطا کردم
و تو ... بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نميدانم کجا؟! تا کی؟! برای چه؟
خیلی سخته واسه یکی وفا کنی اما جوابتو با خیانت بده اما...جای دوری نمیره خدا هیچ بدی را بی جواب نمیزاره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست. غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چشمانم
يه روز يه دختر نابينا بود که با يه پسر دوست شد.
دختره هر روز به پسره مي گفت که اگر من دو تا چشم داشتم، براي هميشه با تو مي موندم.
يه روز يکي پيدا شد که دو تا چشماش رو به دختره داد.
دخترک وقتي تونست ببينه دلش مي خواست دوستش رو زودتر ببينه.
وقتي چشماش به پسره افتاد، ديد اون هم مثل خودش نابيناست.
اما دخترک به پسره گفت:
من چشم دارم و مي بينم و نمي تونم با تو باشم.
پسرک وقتي داشت مي رفت اشک مي ريخت و فقط گفت:
عزيزم مواظب چشم هاي من باش..
نظرات قشنگ شما
: سلام خدمت شما دوستای گلم.امیدوارم حالتون خوب باشه و از این پست هم لذت برده باشید.
منتظر نظرای قشنگتون هستم.
خیلی خیلی دوستتون دارم
...مواظب خودتون باشید...![]()
محتاج دعا...یا حق...«عاطی»![]()
![]()