صفحه اول
ارتباط با من
صندوقچه
افزودن به علاقمنديها
بلاگفا.كام
ليــنـك RSS
همــراز؛ طـراح قـالـب
قـالبهاي رايـگان و زيـبا <*<
ولادت با سعادت حضرت علی (ع) و روز پدر بر تمام شیعیان جهان مبارک باد>*>
پدر روزت مبارک![]()
پدر مرد نمونه پدر آقای خونه
پدر معنای عشقه٬پدر هنوز جوونه
پدر پاهای خستت٬پدر دل شکستت
پدر دستای پاک و بی ریا و پینه بستت
چه سختی هایی دیدی٬به اینجا تا رسیدی
واسه خوشبختی ما٬ بگو چیا کشیدی؟
پدر خودت امیدی٬ پدر صبح سپیدی
چرا به من نگفتی ٬ چه سختی هایی دیدی
ااگه قابل بدونی٬ اینم چند شاخه میخک
همه روزا واسه تو ٬ پدر روزت مبارک!![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

عید مولود علی را تا شه والا گرفت
عقل کل گفتا که کار دین حق بالا گرفت
ناصرالدین شاه کفر افکن که در ماه رجب
عید مولود علی عالی اعلی گرفت
عیسی از چارم فلک آمد به ایران ملک
بس که این عید همایون را خوش و زیبا گرفت
تا ملک مهر علی را در دل خود جای داد
مهر روشن دل و مهرش به دل ها جا گرفت![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نظرات قشنگ شما :
عشق چیست؟
از دریا پرسیدن عشق چیست؟گفت:خشکیدن...
از گل پرسیدن عشق چیست؟گفت:پرپر شدن...
از زمین پرسیدن عشق چیست؟گفت:لرزیدن...
از آسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت:باریدن...
از انسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان از درونش گفت:جدایی...
ولی اگر از من بپرسند عشق چیست؟ میگویم:تنهایی.![]()
دوست عزیزم امین آقا.
سلام دوستان.امیدوارم حالتون خوب باشه.توی این پست داستان معروف " داداشی " رو گذاشتم.می دونم که خیلی هاتون داستانشو خوندین. ولی من این دفعه گذاشتمش تا بدونم نظر شما درباره ی این داستان چیه؟؟؟











شب بودشمع بود و من بودم و تنهایی
شب رفت شمع سوخت من ماندم و تنهایی
نميدانم چرا رفتی
نميدانم چرا !!! شايد خطا کردم
و تو ... بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نميدانم کجا؟! تا کی؟! برای چه؟
خیلی سخته واسه یکی وفا کنی اما جوابتو با خیانت بده اما...جای دوری نمیره خدا هیچ بدی را بی جواب نمیزاره![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بی دل و خسته در این شهرم و دلداری نیست. غم دل با که توان گفت که غمخواری نیست
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
چشمانم
يه روز يه دختر نابينا بود که با يه پسر دوست شد.
دختره هر روز به پسره مي گفت که اگر من دو تا چشم داشتم، براي هميشه با تو مي موندم.
يه روز يکي پيدا شد که دو تا چشماش رو به دختره داد.
دخترک وقتي تونست ببينه دلش مي خواست دوستش رو زودتر ببينه.
وقتي چشماش به پسره افتاد، ديد اون هم مثل خودش نابيناست.
اما دخترک به پسره گفت:
من چشم دارم و مي بينم و نمي تونم با تو باشم.
پسرک وقتي داشت مي رفت اشک مي ريخت و فقط گفت:
عزيزم مواظب چشم هاي من باش..
نظرات قشنگ شما
: سلام خدمت شما دوستای گلم.امیدوارم حالتون خوب باشه و از این پست هم لذت برده باشید.
منتظر نظرای قشنگتون هستم.
خیلی خیلی دوستتون دارم
...مواظب خودتون باشید...![]()
محتاج دعا...یا حق...«عاطی»![]()
![]()
مادر
کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید:" می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید،اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی، چگونه میتوانم برای زندگی به آنجا بروم؟" خداوند پاسخ داد:"از میان بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد."
اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه.
"اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و. واز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند."
خداوند لبخند زد:" فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود."
کودک ادامه داد:" من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند، وقتی زبان آنها را نمیدانم ؟"
خداوند او را نوازش کرد و گفت:" فرشته تو زیباترین و شیرینترین کلمه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی."
کودک با ناراحتی گفت:" وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟"
خداوند برای این سوال هم پاسخ داشت.
" فرشته ات دست هایت را کنار هم می گذارد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی."
کودک سرش را برگرداند و پرسید:" شنیده ام که در زمین انسانهای بدی هم زندگی می کنند. چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟"
" فرشته ات از تو مواظبت خواهد کرد. حتی اگر به قیمت جانش تمام شود." کودک با نگرانی ادامه داد:
"اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود."
خداوند لبخند زد و گفت:" فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت،گر چه من همواره در کنار تو خواهم بود."
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد کودک می دانست که باید بزودی سفرش را آغاز کند او به آرامی یک سوال دیگر از خداوند پرسید:" خدایا باید حالا بروم، لطفا نام فرشته ام را به من بگوئید."
خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:" نام فرشته ات اهمیتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی..."

گلی برای مادر سلام خدمت دوستان عزیز خودم.امیدوارم حالتون خوب باشه.ولادت حضرت زهرا(س) و روز مادر رو به همه ی مادران عزیز،به خصوص مامان گل خودم تبریک میگم. آقا مهدی توی نظرات درخواست کرده بودند، اگر تونستم مطلبی درباره ی بی وفایی بنویسم.باید از ایشون معذرت خواهی کنم که تو این پست نتونستم به درخواستشون جواب بدم. چون این پست رو به مادران عزیز اختصاص داده بودم.
روزی مردی به یک گل فروشی رفت تا برای مادرش که در شهر دیگری زندگی می کرد یک سبد گل بخرد و برای روز مادر برای او به در خانه اش بفرستد.
قبل از آنکه وارد مغازه گل فروشی شود چشمش به یک دختر کوچک افتاد که گوشه ای ایستاده بود و گریه می کرد.مرد از او پرسید چه اتفاقی افتاده است و دختر جواب داد که می خواهد برای مادرش یک شاخه گل رز بخرد، اما پولش کم است.
مرد لبخندی زد و به دختر گفت با من بیا تا برایت آن گل را بخرم.او یک شاخه گل برای دختر بچه خرید و یک سبد گل هم برای مادر خود سفارش داد تا به خانه اش ببرند. وقتی آنجا را ترک کردند، مرد به دختر گفت بیا تا تو را به مقصد برسانم و دختر لبخند زد و قبول کرد.دختر مرد را به سمت قبرستان راهنمایی کرد و همان جا پیاده شد. مرد با تعجب به دختر نگاه کرد. او یکراست به سمت یک قبر رفت و گل را روی خاک تازه کنده شده قرار داد.مرد یک نفس عمیق کشید و به سمت گل فروشی رفت و از سفارش خود منصرف و یک سبد گل خرید و راهی خانه مادرش شد.
نظرات قشنگ شما:![]()
![]()
![]()
اي خداوند! به علماي ما مسئوليت،
و به عوام ما علم، و به مؤمنان ما روشنايي،
و به روشنفكران ما ايمان، و به متعصبين ما فهم،
و به فهميدگان ما تعصب، و به زنان ما شعور، و به مردان ما شرف،
و به پيروان ما آگاهي، و به جوانان ما اصالت،
و به اساتيد ما عقيده، و به دانشجويان ما نيز عقيده،
و به خفتگان ما بيداري، و به دينداران ما دين،
و به نويسندگان ما تعهد، و به هنرمندان ما درد، و به شاعران ما شعور،
و به محققان ما هدف، و به نوميدان ما اميد، و به ضعيفان ما نيرو،
و به محافظهكاران ما گستاخي، و به نشستگان ما قيام،
و به راكدان ما تكان، و به مردگان ما حيات، و به كوران ما نگاه،
و به خاموشان ما فرياد، و به مسلمانان ما قرآن،
و به شيعيان ما علي، و به فرقههاي ما وحدت،
و به حسودان ما شفا، و به خودبينان ما انصاف،
و به فحاشان ما ادب، و به مجاهدان ما صبر، و به مردم ما خودآگاهي،
و به همه ملت ما همت تصميم، و استعداد فداكاري، و شايستگي نجات و عزت ببخش!![]()
دوست گلم دادا جان.
----------
وقت آمدنت است ، بیا که دیگر ستاره ای در آسمان نیست که نشمرده باشم
گلی نیست که برایت نچیده باشم
و حتی یک قطره اشک هم در چشمانم نیست که برایت نریخته باشم....
دوست گلم مهدی جان.
----------
چون است که ما خدای نشناسیم
و ازانکه شناسیم از او نهراسیم
هم مشرک و هم خداشناس . از آن روز
بازیچه دست هر خدا نشناسیم![]()
دوست عزیزم برنای دل پیر .
----------
کاش کسي تو دلمون پا نميذاشت... کاش اگه پا ميذاشت دلمون رو تنها نميذاشت...
کاش اگه تنها ميذاشت رد پاش رو روي دلمون جا نميذاشت...![]()
دوست عزیزم آقا امین .
ایشالله همیشه سایشون بالا سر ما باشه.
میرم سراغ نظرات قشنگتون.دستتون درد نکنه که به یاد من بودن و باز هم به این وبلاگ سر زدین.درباره ی قالب وبلاگ هم دوباره از امین عزیز تشکر میکنم.لطف کردن این کارو برای من انجام دادن.
ولی ایشالله در پست بعدی حتما این کارو می کنم.
خیلی دوستتون دارم...
مواظب خودتون باشید...
قربون همتون![]()
![]()
...یا حق ... « عاطی»![]()
![]()

مادر و پدر به فرزند خود گفتند:" هر چه از خدا می خواهی بگو،او حتما جوابت را می دهد. "
این چیزی بود که آنها از یکی دو سالگی به او می گفتند و دختر چند ماه بعد هفت ساله می شد.
یک روز صبح دختر به آنها گفت:" من از خدا یک چیز خواستم. "
آنها پرسیدند:" چه چیزی؟ "
او لبخند زد و گفت:" من از خدا خواستم در روز تولدم برف ببارد. "
پدر و مادر با نگرانی به هم نگاه کردند.تولد دختر آنها در ماه مرداد بود و در تابستان برف نمی بارید.
دو هفته ی بعد باز دختر از روز تولدش حرف زد و گفت:" دلم می خواهد برایم جشن تولد بگیرید و همه ی دوستانم را دعوت کنم. "
حالا دیگر نوبت پدر و مادر بود که به خواهش فرزندشان جواب بدهند و تصمیم گرفتند برایش جشن مفصلی بگیرند.
روزها گذشت و بالاخره روز تولد دختر فرا رسید.آنها برای او جشن گرفتند و همه ی دوستانش را دعوت کردند.همه چیز خوب برگزار شد و به همه خوش گذشت و مهمانی تمام شد و دوستانش به خانه هایشان رفتند.دختر خیلی خوشحال بود.برف نیامد،ولی دختر اصلا غمگین به نظر نمی رسید.
پدر و مادر با تعجب از او پرسیدند:" عزیزم،از اینکه خداوند جوابت را نداد ناراحت نیستی؟ "
دختر گفت:" ولی او جواب من را داد،او گفت نه! "
و مادر و پدر با بهت و حیرت به هم نگاه کردند و به ایمان فرزندشان افتخار کردند.
شما دوستان عزیز
:
چه گرمایی دارد این آتش عشق تو ، قلب مرا می سوزاند!
چه لذتی دارد سوختن در آتش عشق تو ، مرا عاشقتر میکند!
چه زیباست خاکستر شدن از گرمای عشق تو
و چه نورانی است شعله های آتش این قلب سرخ تو!![]()
دوست عزیزم آقا مهدی .
----------
مرا هر گه بهار آمد به خاطر یاد یار آید
به خاطر یاد یار آید مرا هر گه بهار آید
چو پیش خنده’ گل ابر آزاری کند زاری
مرا در سر هوای ناله های زارزار آید
( قسمتی از شعر یاد یار . استاد شهریار )![]()
دوست عزیزم برنای دل پیر .
----------
بدهکارم به دنيا روزهايي را که هشيارم
ازين بدتر به عزراييل چندين جان بدهکارم
بدهکارم به خنديدن تمام عمر تلخم را
به گريه روزهايي ر ا که از تلخي تلمبارم
بدهکارم به عصيان وام فرصتها که عمرم داد
و به بد باکداماني تلف گشتند بسيارم*
به دانشگاه چندين ساعت حاضر نبودن را
به نمره صفرهايي را که در برونده ام دارم
بدهکارم به دين چندين نماز وروزه و برهيز
به دينداري چه گفتارم چه کردارم چه بندارم
بدهکارم به چشمم ديدن خوبان عالم را
به گوشم قطع اصواتي که مي جويند آ زارم
تنم قرضه نفسهايم به جاي قسط هايي که
براي اين و آن يک عمر بايستي ببروارم
به دستانم به پاهايم به لب هايم به شش هايم...
بدهکارم بدهکارم بدهکارم بدهکارم. ![]()
دوست عزیزم آقای فیاض .
----------
زاهد خلوت نشین چنین می اندیشد :
(( نزد من همیشه تک یعنی بسیار، همیشه یک در یک سر انجام میشود دو ! ))
من و من همواره با یکدیگر غرق گفت و گوایم ، اگر دوستی پا در میانی نکند ، این
را چگونه تاب می توان آِورد ؟
برای زاهد خلوت نشین دوست همیشه سوم کس است و سوم کس آن کمربند
نجاتی است که نمی گذارد گفت و گوی آن دو دیگر به ژرفنا فرو رود .
(( نیچه )) ![]()
دوست عزیزم پریسا خانم.
----------
دستانت که زنجیر است به دستان- عاطفه ها
چشمانت که شبگیر است به چشمان- ذائقه ها
از چه می گریند ؟ از چه می گویند ؟![]()
دوست عزیزم رهگذر.
سلام دوستان.امیدوارم حال همتون خوب باشه.بابت نظرات قشنگتون ممنونم.در مورد امتحاناتمم باید بگم خوب بودن.شکر خدا خوب دادم.ممنون که به یاد من بودین.از دوست گلم امین جان هم بابت قالب قشنگی که برام گذاشتن تشکر می کنم.دستش درد نکنه.
منتظر نظرات قشنگتون هستم.
خیلی خیلی دوستتون دارم
...
مواظب خودتون باشید
...
قربون همتون...یا حق ...« عاطی»![]()
![]()